عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

318

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

« ابن ابى عتيق » را مورد خطاب قرار داده - و اين وقتى است كه وى زنى را از خانواده‌اش براى عمر بن ابى ربيعه وصف كرد و آن موجب تعشق عمر نسبت به آن زن شد و در شعرش اشاره‌اى به آن زن نمود و در نتيجه ابن ابى عتيق وى را مورد سرزنش قرار داد - ( عمر بن ابى ربيعه در آن شعر عبارت قرآن را به نظم آورده و گفته است : [ از بحر خفيف ] 932 لا تلمنى عتيق حسبى الّذى بى * انّ بىيا عتيق ما قد كفانى 933 لا تلمنى و انت زيّنتها لى * انت مثل الشّيطان للانسان « 4 » اما داستان يهود بنى النضير ، از اين قرار است كه : چون پيامبر ( ص ) به مدينه وارد شد ايشان با وى پيمان بستند كه نه ضدّ او و نه طرفدارش باشند ، پس چون روز جنگ « احد » پيش آمد ، و مشركان بر مسلمانان پيروز شدند ، بنى النضير پيمان بشكستند ، و رئيس ايشان ؛ « كعب بن الاشرف « 5 » » با شصت نفر بسوى مكه بيرون شدند و با مشركان ، ضد پيامبر ( ص ) هم پيمان گشتند ، خدا پيامبرش را بر آن امر آگاه ساخت ، پس چون پيامبر ( ص ) بسوى مدينه شد ، محمد بن مسلمه برادر همشير كعب بن الاشرف را با گروهى ( به جانب وى ) گسيل داشت ، و محمد بن مسلمه از او خواست كه از جايگاهش خارج شود ، و به او وانمود كه مورد حمله‌اش قرار داده تا از او صدقه بستاند ، پس چون از جايگاهش فرودآمد پيشانيش را گرفت و تكبير گفت ، پس همراهان محمد بن مسلمه بر او خروج كردند و كعب را كشتند و پيامبر ( ص ) با بنى النضير به جنگ پرداخت ، و مؤمنان خانه‌هاى بنى النضير را ويران مىكردند تا جايگاههايى براى نبرد باشد ، و بنى النضير خانه‌هاى خويش را خراب مىكردند تا با آنها مدخلهاى كوچه‌هايشان را ببندند و تا بسود مؤمنان برجاى نماند ، و حساب خود را به اين شرط با پيامبر ( ص ) تسويه كردند كه جلاى وطن اختيار كنند ، و آنچه از

--> ( 4 ) - ديوان عمر بن ابى ربيعه ، ص 282 ملاحظه شود . ( 5 ) - او كعب بن الاشرف از طائفه بنى طىّ و شاعرى جاهلى است كه در سال 3 ه وفات يافت . ( الروض الانف ، ج 2 ، ص 123 و الكامل ابن الاثير ، ج 2 ، ص 53 ) .